السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
697
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
804 - ( 3 ) در كتاب دعائم الاسلام از على عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « هرگاه يكى از وارثان به وارث ناشناختهاى اقرار كند ، عليه وى نسبت به سهمش مؤثر است و نَسَب وى ثابت نمىشود و با شهادت او ارث نمىبرد و اينگونه فرض مىشود كه اگر او وارث بود ، به چه ميزان از سهم اقرار كننده كاسته مىشد ، پس ، از سهم اقرار كننده به همان اندازه به وى داده مىشود . » 805 - ( 4 ) يحيى شعيرى و حكم بن عتيبه گويند : « ما گروهى پشت درِ خانه امام باقر عليه السلام منتظر وى بوديم كه زنى آمد و گفت : ابو جعفر كدام يك از شماست ؟ به وى گفتند : چه مىخواهى ؟ آن زن گفت : مىخواهم از وى مسألهاى بپرسم . به وى گفتند : اين - حَكَم بن عتيبه - فقيه اهل عراق است ، از او بپرس . آن زن گفت : شوهرم مُرد و هزار درهم بر جاى گذاشت . من پانصد درهم بابت مهريهام از وى طلبكار بودم . مهريهام را برداشتم و باقيمانده را نيز به عنوان ميراث برداشتم سپس شخصى آمد و ادعا كرد كه از وى هزار درهم طلبكار است و من نيز عليه شوهرم و به سود آن مرد شهادت دادم . حكم گويد : من مشغول محاسبه بودم كه امام باقر عليه السلام بيرون آمد و فرمود : اى حَكَم ! براى چه مىبينم انگشتانت را حركت مىدهى ؟ من سخن آن زن و سوالش را براى امام عليه السلام بازگو كردم . امام عليه السلام فرمود : آن به ثلث ( دو سوم ) آنچه در اختيار دارد براى آن مرد اقرار كرد و ميراثى نيز براى وى نيست . حكم گفت : به خدا سوگند ! من كسى را با فهمتر از ابو جعفر عليه السلام نديدم . » مرحوم شيخ طوسى قدس سره در التهذيب مىفرمايد : « مبناى كلام امام عليه السلام بر اين اساس است كه هرگاه براى وارثى اقرار به بدهى كند ، به مقدارى كه به سهم او تعلق مىگيرد در سهم او لازم مىشود و تمام بدهى بر عهدهء او نمىآيد . » 806 - ( 5 ) على بن ابراهيم روايت پيشين را تا آنجا كه امام عليه السلام از حكم پرسيد : « براى چه مىبينم انگشتانت را حركت مىدهى ؟ » روايت كرده است و در ادامه مىافزايد : « گفتم : اين زن گفت : شوهرش درگذشت و هزار درهم بر جاى گذاشت . پانصد درهم از او بابت مهريهاش طلبكار بود كه آن را برداشت و ميراثش را نيز برداشت . سپس مردى آمد و ادعا كرد هزار درهم از ميّت طلبكار است و آن زن به نفع وى شهادت داد .